ميرزا حسن حسينى فسايى

528

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

از حركت محمد خان وارد شيراز شدند و مستحفظين قلعه شيراز كه جمعى افغان و بلوچ بودند ، طلب امان نموده ، ايمن گشته ، قلعه را تسليم نمودند و قاسم بيگ قرقلو افشار و احمد سلطان مروى كه به فرمان محمد خان نامقيد در قلعه شيراز مقيد بودند ، از قيد خلاص گشتند « 1 » و طهماسب قلى خان جلاير از شيراز به جانب جهرم در عقب محمد خان روانه گرديد و چون محمد خان نزديك به شهر لار رسيد يحيى خان بلوچ را به رسم رسالت در نزد كوتوال قلعه لار فرستاد كه چند روزى قلعه را به عاريت به او سپارد ، كوتوال قلعه ، يحيى خان و ملازمانش را گرفته ، محبوس داشت و موكب نايب السلطنه در روز بيست و ششم ماه شعبان همين سال [ 1146 ] : نزول در شهر شيراز جنت‌طراز نمود « 2 » . و در همين ايام ، اميرزاده ، رضا قلى خان « 3 » ولد ارجمند نواب نايب السلطنه وارد شيراز گرديد و در ماه مبارك رمضان ، ميرزا محمد حسين شريفى از ميرزا ابو طالب كلانتر خدمت نواب - نايب السلطنه شكايت نمود كه در زمان استيلاى محمد خان بلوچ موجب ضرر و خسران من گرديد و اراده نمود كه به حكم محمد خان ، خدمت توليت آستانه مباركه حضرت شاه‌چراغ ( ع ) را كه در سفر سابق به من ارزانى فرموديد ، از دست من بگيرد . نواب نايب السلطنه ، بعد از تحقيق مدعى ، ميرزا ابو طالب كلانتر را به چوب ياسا ، تأديب فرمود و ميرزا محمد حسين وعده ضيافت را از نواب نايب السلطنه و امراى لشكر و اعيان مملكت ، خواسته ، در روز عيد رمضان ، در حرم محترم حضرت شاه‌چراغ سفره ملوكانه گسترده ، طعامى كه سزاوار چنان مهمانى باشد حاضر ساخت و بعد از ورود به آستانه مباركه ميرزا محمد حسين را به اذن جلوس مفتخر فرمود و بعد از صرف غذا معادل دويست تومان وجه رواج آن زمان [ را ] براى تعمير بقعه مباركه حواله نمود و خلعت آفتاب طلعت به ميرزا محمد حسين ارزانى داشت . و عيد نوروز بارس‌ئيل در چهاردهم ماه شوال سال 1146 : اتفاق افتاد « 4 » و نواب نايب - السلطنه جشن نوروزى را در شيراز گذرانيد و سران سپاه را به خلعتهاى زرتار قرين افتخار داشت . و در همين ماه شوال : ميرزا تقى مستوفى شيرازى را نايب مملكت فارس فرمود و وى والد ميرزا تقى حاجى محمد على مستوفى شيرازى است كه پدر بر پدر به منصب ميرابى آبهاى « قصر قميشه » و « نهر اعظم » شيراز برقرار بودند و در اواخر دولت صفويه از ميرابى گذشته ، به استيفاى ديوانى سرافراز گرديد و در اوائل استيلاى افغانان كه زبردست خان افغان شهر شيراز را مسخر داشت [ و ] اهلش را كشت و اموالش را به يغما برد و خانه‌هاى اعيان را سوزانيده ويرانه نمود يكى از كشته‌هاى خانه خراب حاجى محمد على مستوفى بود . و موكب نايب السلطنه در چهاردهم ماه ذى قعده همين سال « 5 » [ 1146 ] : براى انتزاع ممالكى كه تاكنون از آذربايجان در تصرف دولت عاليه روم و دولت بهيه روس بازمانده بود

--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 225 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 226 . ( 3 ) . در جهانگشاى نادرى ، ص 226 : ( نصر اللّه ميرزا . . . وارد شيراز ) مىشود . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 227 ، و روضة الصفا ، ج 8 ، ص 540 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 228 .